(بررسی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی برروی رفتار دانش آموزان)
نویسنده اول ، محمد رضا توده زارع
نویسنده دوم ، خلیل غفاری
سمت نویسنده اول،
دانشجوی دکترای فلسفه تعلیم وتربیت رئیس ادره سواد آموزی آدرس ایمیل m.todezare@gmail.com
سمت نویسنده دوم ،
عضو هیئت علمی دانشگاه خمین آدرس ایمیل ghaffari20500@yahoo.com
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مهارتهای زندگی بر بهبود رفتار دانش آموزان دوره راهنمایی آموزش و پرورش شهرستان نظرآباد در سال تحصیلی94-95 می باشد و جامعه آماری پژوهش حاضر شامل دانش آموزان دختر و پسر راهنمایی شهرستان نظرآباد و حجم نمونه آن بر اساس جدول اچ، اس، بولا(1970) از بین 10000دانش آموزان پایه اوّل، دوّم و سوّم راهنمایی که تحت آموزش مهارت فوق قرار گرفتند372 نفر تعیین شده است . این پژوهش از نوع شبه آزمایشی(شبه تجربی) می باشد و روش نمونه گیری از طریق تصادفی ساده و ابزار جمع آوری اطلاعات این پژوهش پرسشنامه است و دارای 40سوال بسته می باشد که توسط محقق ساخته شد و روایی ابزار سنجش پژوهش حاضر به وسیله روائی صوری یعنی تایید 20 متخصص به دست آمده و پایایی آن بر اساس آزمون آلفای کرونباخ به میزان (902/0) محاسبه شد است. و همچنین باتوجه به نتایج حاصله چون مقادیر tمشاهده شده درسطح اصمینان( a=./.1) ازمقادیر t جدول بزرگتراست می توان نتیجه گرفت فرضیه صفر رد و با اطمینان 99درصد می توان گفت دانش آموزانی که آموزش مهارتهای هشت گانه زندگی را دیده اند رفتار مطلوبتری را نسبت به دانش آموزانی که این مهارتها را ندیده اندنشان می دهند .
کلیدواژه ها:مهارتهای زندگی- بهبود رفتار-دانش آموزان راهنمایی
1-مقدمه
ازمیان همه مفاهیمی که متخصصان تعلیم وتربیت، روان شناسان، جامعه شناسان و غیره در موقعیت های مختلف، مورد مطالعه قرارداده اند، (( مهارتهای زندگی )) از مهم ترین زمینه های پژوهشی مؤثر در موفقیت های افراد است. در واقع امروزه داشتن مهارتهای زندگی از ضروریات یک زندگی موفق است.
مهارتهای زندگی انسان را قادر می سازد تا خود را با اجتماع سازگار نموده و نیازهای فیزیکی، معنوی، روحی، روانی ، عاطفی و غیره خود را به نحو مطلوب بر آورده سازد. به بیان دیگر مهارتهای زندگی، انسان ها را با چهار نرم؛ موفقیت، استقلال، عمومی بودن و تمایز آشنا می کند و در بیشتر این مهارتها منابع انسانی تبدیل به سرمایه های انسانی می شوند.
به نظر میرسد که با توجه به شیوههای زندگی اجتماعی و نفوذ فرهنگها و وسایل ارتباط جمعی و تنوع نیازها و موانع مختلف و لزوم برنامهریزی در راستای اهداف بهداشت روان و گستردگی آسیبها و رفتارهای پرخطر، چنین کارکردهایی برای هر فرد ضروری به نظر میرسد تا کودکان و نوجوانان علاوه بر کسب تواناییهایی مانند خواندن، نوشتن، ریاضیات و... مهارتهای زندگی را به منظور ایجاد تغییر رفتار فراگیرند. طي سه دهه گذشته، رويکردها به تعليم و تربيت در جهت کاربرد بالقوه و عملي دانش در زمينه هاي واقعي زندگي بوده است. ضرورت ياري افراد، جهت رشد بهتر مهارت هاي زندگي و معيشت خود، رفته رفته از اهداف مهم آموزش و پرورش تلقي مي شود.
تغییرات سریع اجتماعی و فرهنگی که حاصل تکامل طبیعی فرهنگها، رشد و پیشرفت تکنولوژی، سلامت دسترسی به انواع اطلاعات(مفید و غیر مفید) و فرو ریختن مرزهای فرهنگی و اجتماعی است، زندگی انسان امروزی را با چالشهای فراوانی روبرو ساخته است. امروزه همگام با توسعه زندگي شهرنشيني و فرايند صنعتي شدن فزاينده كشورهاي در حال توسعه، آموزش و تربيت كودكان به نحو فزاينده ای از خانواده ها به نهادهاي آموزشي سپرده مي شود و اين در حالي است كه همواره جهت گيري آموزشي اين نهادها بر ارائه اطلاعات و دانش معطوف بوده است و بــــه همين دليل كودكان و نوجوانان از يادگيري مهارتهايي كه در زندگي روزمره به آنها نياز دارند، محروم مي مانند. سازمان جهاني بهداشت، مهارتهاي زندگي را چنين تعريف نموده است: "توانايي انجام رفتار سازگارانه و مثبت بهگونهاي كه فرد بتواند با چالشها و ضروريات زندگي روزمره كنار بيايد" (WHO، 1994).
يونيسف مهارتهاي زندگي را به اين صورت تعريف ميكند: "يك رويكرد مبتني بر تغيير رفتار يا شكلدهي رفتار كه برقراري توازن ميان سه حوزه را مدّنظر قرار ميدهد. اين سه حوزه عبارتاند از: دانش، نگرش، و مهارتها". تعريف يونيسف بر شواهد پژوهشي مبتني است كه نشان ميدهند اگر در توانمندسازي افراد جامعه بحث دانش، نگرش، و مهارت بهصورت تلفيقي مورد توجه قرار نگيرد، نتيجة مورد انتظار يعني كاهش رفتارهاي پرخطر بهدست نميآيد (UNISEF، 1999).
بهطور كلّي، مهارتهاي زندگي عبارتاند از تواناييهايي كه منجر به ارتقاي بهداشت رواني افراد جامعه، غناي روابط انساني، افزايش سلامت و رفتارهاي سلامتي در سطح جامعه ميگردند. مهارتهاي زندگي، هم بهصورت يك راهكار ارتقاي سلامت رواني و هم بهصورت ابزاري در پيشگيري از آسيبهاي رواني ـ اجتماعي مبتلا به جامعه نظير اعتياد، خشونتهاي خانگي و اجتماعي، آزار كودكان، خودكشي، ايدز، و موارد مشابه قابل استفاده است. بهطور كلّي، مهارتهاي زندگي ابزاري قوي در دست متوليان بهداشت رواني جامعه در جهت توانمندسازي جوانان در ابعاد رواني ـ اجتماعي است. اين مهارتها به افراد كمك ميكنند تا مثبت عمل كرده و هم خودشان و هم جامعه را از آسيبهاي رواني ـ اجتماعي حفظ كرده و سطح بهداشت رواني خويش و جامعه را ارتقاء بخشند (WHO، 1999به همین منظوردراین پژوهش سعی شده است تاتاثیرآموزش این مهارتهارابرروی بهبودرفتاردانش آموزان موردبررسی قرارگیردومیزان اثربخشی آموزش این مهارتهارابرروی رفتاردانش آموزان دوره راهنمایی محاسبه شود .
(1-1)هدف اصلی
بررسی اثر بخشی آموزش مهارتهای زندگی دربهبود رفتاردانش آموزان دختر وپسر دوره راهنمایی (دوره اول متوسطه )
(1-2)اهداف فرعی پژوهش
-بررسی اثر بخشی آموزش مهارت تصميم گيري بر بهبود رفتار دانش آموزان پسرودختردوره راهنمایی شهرستان نظرآباد.
-بررسی اثر بخشی آموزش مهارت حل مسئله بر بهبود رفتار دانش آموزان پسرودختردوره راهنمایی شهرستان نظرآباد.
-بررسی اثر بخشی آموزش مهارت برقراري ارتباط مؤثر بر بهبود رفتار دانش آموزان پسرودختر دوره راهنمایی شهرستان نظرآباد.
-بررسی اثر بخشی آموزش مهارت روابط بين فردي سازگارانه بر بهبود رفتار دانش آموزان پسرودختردوره راهنمایی شهرستان نظرآباد.
-بررسی اثر بخشی آموزش مهارت خود آگاهي بر بهبود رفتار دانش آموزان پسرودختردوره راهنمایی شهرستان نظرآباد.
-بررسی اثر بخشی آموزش مهارت همدلي با ديگران بر بهبود رفتار دانش آموزان پسرودختردوره راهنمایی شهرستان نظرآباد
امامهمترین سوالی که دراینجابایدبه آن توجه نموداین است :که آیا آموزش مهارتهای زندگی بربهبودرفتاردانش آموزان اثربخش می باشد؟وبه بیانی دیگرآیادانش آموزان باکسب آموزشهای مهارتهای زندگی به آسانی می توانندنسبت به بسیاری ازمشکلات خودچیره شوندوبه راحتی ازپس آنهابرآیند.
انسان موجودی است اجتماعی که برای تحقق اهداف و خواسته ای خود و تامین نیازهایش از بدو تولد تا مرگ حتی بعد از مرگ و قبل از تولد نیز در اجتماع زندگی می کند. وی دائماًدر تعامل با دیگران است و بدون دیگران قادر به ادامه ی حیات نیست. به بیان دیگر انسان بدون تعامل صحیح با دیگران نمی تواند زندگی مطلوبی داشته باشد.
لذا با توجه به تغییرات و پیشرفت های فکری و توسعه فن آوری اطلاعات ارتباطات، و روز افزون شدن مشکلات اجتماعی و غیره آموزش مهارتهای زندگی در سطوح مختلف از ضروریات ادامه ی حیات سالم وزندگی امروزی محسوب می شود. در مجموع این پژوهش دارای دوجنبه اهمیت است : الف –نظری ب- کاربرد
(1-3)پیشینه
آموزش مهارتهای زندگی در سال 1979 و با اقدامات آقای دکتر گیلبرت بوتوین آغاز شد. وی در این سال یک مجموعه آموزش مهارتهای زندگی برای دانش آموزان کلاس هفتم تا نهم تدوین نمود که با استقبال فراوان متخصصان بهداشت روان مواجه گردید. این برنامه آموزشی به نوجوانان یاد می داد که چگونه با استفاده از مهارتهای رفتار جرات مندانه ، تصمیم گیری و تفکر نقاد در مقابل وسوسه یا پیشنهاد سوء مصرف مواد از سوی همسالان مقاومت کنند. هدف بوتوین طراحی یک برنامه واحد پیشگیری اولیه بود . در تحقیقی كه توسط آقاجانی (۱۳۸۱) با عنوان «بررسی تأثیر آموزش مهارت های زندگی بر سلامت روان و منبع كنترل نوجوانان» انجام گردید، نمونه تحقیق ۳۰ دانش آموز بودند كه از بین ۱۹۱ دانش آموز دختر دبیرستانی بالاترین نمره را در آزمون سلامت عمومی گلدبرگ۱ و منبع كنترل به دست آوردند و به طور تصادف به دو گروه تقسیم شدند. پس از اجرای پیش آزمون بر روی گروه آزمایش و كنترل، گروه آزمایشی ۸ جلسه آموزش مهارت های زندگی را دریافت نمودند، اما گروه كنترل هیچ آموزشی دریافت نكردند. سپس مجدداً آزمون سلامت عمومی گلدبرگ و منبع كنترل بر روی دو گروه آزمایش و كنترل اجرا گردید. نتایج این پژوهش به شرح زیر است: ۱) آموزش مهارت های زندگی، سلامت روان آزمودنی ها را بهبود می بخشد. ۲) تأثیر آموزش مهارت های زندگی بر منبع كنترل آزمودنی ها معنادار نبوده است. ۳) بین سلامت روان و شیوه های مقابله ای و همچنین بین منبع كنترل و شیوه های مقابله ای ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد. اما بین سلامت روان و منبع كنترل ارتباط مثبت و معناداری وجود ندارد. ۴) بین سطح تحصیلات مادر، اشتغال مادر و عملكرد تحصیلی دانش آموزان با سلامت روان و شیوه های مقابله ای آنها ارتباط معنی داری وجود دارد. 2) نتایج بررسی اجرای آموزش مهارت های زندگی برای مقاطع چهارم و پنجم ابتدایی در ۶ استان كشور (تهران، كرمانشاه، شهرستان های استان تهران، سیستان و بلوچستان، آذربایجان غربی و ایلام) توسط دفتر بهداشت و تغذیه وزارت آموزش و پرورش در سال
تحصیلی۷۸-۷۷ نشان داد كه در پیش آزمون بین گروه كنترل و آزمایش تفاوت وجود ندارد. اما در مرحله پس آزمون تفاوت معنی داری بین میانگین نمرات دو گروه وجود دارد. همچنین بین تفاوت نمرات دانش آموزان دختر و پسر ارتباط معنی دار وجود دارد و در مقایسه استان ها، استان كرمانشاه بالاترین نتایج را نسبت به استان های دیگر دارد
اسماعیلی (۱۳۸۰)، در پژوهش خود اثر آموزش درس مهارت های زندگی در تعامل با شیوه های فرزند پروری را بر عزت نفس دانش آموزان استان اردبیل مورد بررسی قرار داد. نتایج نشان داد كه میانگین نمره عزت نفس دانش آموزانی كه درس مهارت های زندگی را گذرانده بودند، بیشتر از دانش آموزانی بود كه درس مذكور را نگذرانده بودند. این یافته با نتایج تحقیقات «انجمن روان شناسی آمریكا»۱ (۱۹۹۶ و ۱۹۹۴) هم سو بود. بدین معنا كه آموزش مهارت های زندگی بر افزایش عزت نفس دانش آموزان تأثیر مثبت دارد. در این پژوهش با مقایسه عزت نفس دختران و پسران، میزان عزت نفس دختران پایین تر از پسران بوده است. بنابراین، نتایج این تحقیق، ضرورت آموزش مهارت های زندگی جهت افزایش عزت نفس دانش آموزان دختر را پیشنهاد می كند.
تلادو۱ و همكاران( ۱۹۷۴) دریافتند كه توانایی بیشتر در حل مسأله با افزایش عزت نفس و پایگاه درونی رابطه دارد. ( به نقل از نوری و محمدخانی، ۱۳۷۹ :66). 5) نتایج پژوهشی كه اثر آموزش مهارت های زندگی را در زمینه خودآگاهی بررسی نمود، نشان داد كه به دنبال این آموزش، دانش آموزان صداقت بیشتر، نوع دوستی بیشتر و پرخاشگری كمتر نشان می دهند. (ویك لانگ۲، ۱۹۷۹ به نقل از نوری و محمد خانی، ۱۳۷۹ :27). 6) بوتوین۳ و همكاران (۱۹۸۰ تا ۱۹۹۵) ده مقاله مستقل را در مورد تأثیر برنامه آموزش مهارت های زندگی بر كاهش سوء مصرف سیگار، الكل و مواد مخدر در دبیرستان های امریكا انجام دادند، نتایج نشان داد كه اجرای این برنامه یك كاهش۴۰ تا۸۰ درصدی را در مصرف سیگار، مواد مخدر و الكل بوجود آورده بود. (به نقل از خاکپور، ۱۳۸۰)
2-روش تحقیق :
پژوهش حاضر از نظر اهداف کاربردی ،از نظر داده ها کمی و از نظر روش مطالعه پژوهش از نوع شبه آزمایشی (نیمه تجربی) است. دراین تحقیق دو گروه آزمايش وکنترل وجود دارد که به گونه تصادفي انتخاب شده و اثر بخشی آموزش مهارتهای زندگی اجرا، سپس مهارتهای زندگی(مهارت تصميم گيري وحل مسئله، مهارت برقراري ارتباط مؤثر و روابط بين فردي سازگارانه، مهارت خود آگاهي،
مهارت همدلي، مهارت مقابله با هيجان ها (كنترل خشم )، مهارت مقابله با فشارهاي رواني (استرس) برای گروه آزمایش آموزش و درنهایت از هر دوگروه آزمون (پس آزمون )مهارت زندگی بعمل آمده است.
(2-1)جامعه آماری:
جامعه آماری مورد پژوهش حاضر را همه ی دانشآموزان دختر و پسر دوره راهنمایی تحصیلی اداره آموزش وپرورش شهرستان نظرآباد که تحت پوشش آموزش مهارتهای زندگی قرارگرفته اند ( به تعداد 10000 نفر) تشکیل می دهد.
حجم نمونه: برای تعیین گروه نمونه معرف و همچنین افزایش دقت اندازه گیری از روش نمونه برداری تصادفی چند مرحله ای به وسیله فرمول اچ، اس، بولا1 (1970،ترجمه ابیلی ،1375 ) به نقل از خورشیدی وقریشی(1386) استفاده شده است که تعداد372نفر حجم نمونه پژوهش حاضرراتشکیل می دهد که طرح نمونه برداری گروه نمونه درجدول ذیل آورده شده است .
جدول الف - طرح نمونه برداری گروه نمونه(آزمایش وکنترل) به تفکیک شهر و جنسیت (744=n )
دانش آموزان شهررسالت شهرعلی آباد شهرتنکمان شهرنظرآباد شهرنجم آباد شهراحمدآباد جمع
دختردوره دیده 22 42 0 31 31 22 148
پسر دوره دیده 40 20 62 31 31 40 224
جمع 62 62 62 62 62 62 372
دختر دوره ندیده 22 42 0 31 31 22 148
پسر دوره ندیده 40 20 62 31 31 40 224
جمع 62 62 62 62 62 62 372
(2-2)روش نمونهگیری
با توجه به جامعه مورد مطالعه که شامل دانشآموزان مقطع راهنمایی شهرستان نظرآبادشرکت کننده در دورههای آموزشی مهارتهای زندگی(حداقل به میزان 16 جلسه و هر جلسه 90 دقیقه) است برای تعیین حجم نمونه بر اساس فرمول اچ، اس، بولا (1970،ترجمه ابیلی ،1375 )تعدادآن 744 نفر تعیین شده، در ادامه برای انتخاب این تعداد نمونه از جامعه آماری از روش تصادفی چند مرحله ای استفاده شد. به این ترتیب 6 منطقه و از هر منطقه 62 دانشآموز مقطع راهنمایی بعنوان گروه آزمایش 62 دانش آموز راهنمایی بعنوان گروه کنترل مورد انتخاب قرارگرفتند.
3-یافته های تحقیق
1-بین میزان میانگین نمرات مهارت تصمیم گیری دانش آموزان دوره دیده مهارتهای زندگی (13/4 )و دانش آموزان دوره ندیده (32/3) تفاوت وجود دارد . با توجه به بزرگتر بودن میانگین نمرات مهارت تصمیم گیری دانش آموزان دوره دیده می توان بیان نمودکه آموزش مهارتهاي زندگي بر بهبود مهارت تصميم گيري دانش آموزان مؤثر است.
جدول 1-نتایج آزمون Tمستقل برای مقایسه میانگین های نمرات دانش آموزان راهنمایی شهرستان نظرآباددوره دیده و دوره ندیده مهارت زندگی در مؤلفه تصمیم گیری
جدول 1-نتایج آزمون Tمستقل برای مقایسه میانگین های نمرات دانش آموزان راهنمایی شهرستان نظرآباددوره دیده و دوره ندیده مهارت زندگی در مؤلفه تصمیم گیری
|
|
فراوانی |
میانگین |
انحراف استاندارد |
tمقدار |
درجه آزادی |
سطح معناداری |
|
دوره دیده |
372 |
4.13 |
0.53 |
18.721 |
742 |
0.0001 |
|
دوره ندیده
|
372 |
3.32 |
0.69 |
2-بین میزان میانگین نمرات مهارت حل مسأله دانش آموزان دوره دیده مهارتهای زندگی (21/4) و دانش آموزان دوره ندیده (44/3)تفاوت وجود دارد . با توجه به بزرگتر بودن میانگین نمرات مهارت حل مسأله دانش آمورن دوره دیده می توان بیان نمودکه آموزش مهارتهاي زندگي بر بهبود مهارت حل مسأله دانش آموزان مؤثر است.
جدول2-نتایج آزمونTمستقل برای مقایسه میانگین های نمرات دانش آموزان دوره دیده ودوره ندیده مهارت زندگی درمؤلفه حل مسأله
|
|
فراوانی |
میانگین |
انحراف استاندارد |
tمقدار |
درجه آزادی |
سطح معناداری |
|
دوره دیده |
372 |
4.21 |
0.53 |
15.791 |
742 |
0.0001 |
|
دوره ندیده |
372 |
3.44 |
0.78 |
3-بین میزان میانگین نمرات مهارت برقراري ارتباط مؤثر دانش آموزان دوره دیده مهارتهای زندگی (33/4) و دانش آموزان دوره ندیده (60/3)تفاوت وجود دارد . با توجه به بزرگتر بودن میانگین نمرات مهارت برقراري ارتباط مؤثر دانش آمورن دوره دیده می توان بیان نمودکه آموزش مهارتهاي زندگي بر بهبود مهارت برقراري ارتباط مؤثردانش آموزان مؤثر است.
جدول 3-نتایج آزمون Tمستقل برای مقایسه میانگین های نمرات دانش آموزان دوره دیده و دوره ندیده مهارت زندگی در مؤلفه ارتباط مؤثر
|
|
فراوانی |
میانگین |
انحراف استاندارد |
tمقدار |
درجه آزادی |
سطح معناداری |
|
دوره دیده
|
372 |
4.33 |
0.46 |
15.808
|
742 |
0.0001 |
|
دوره ندیده |
372 |
3.60 |
0.75 |
4-بین میزان میانگین نمرات مهارت برقراري روابط بين فردي سازگارانه دانش آموزان دوره دیده مهارتهای زندگی (9 08/4) و دانش آموزان دوره ندیده (27/3)تفاوت وجود دارد . با توجه به بزرگتر بودن میانگین نمرات مهارت برقراري روابط بين فردي سازگارانه دانش آمورن دوره دیده می توان بیان نمودکه آموزش مهارتهاي زندگي بر بهبود مهارت برقراري روابط بين فردي سازگارانه دانش آموزان مؤثر است.
جدول 4نتایج آزمون Tمستقل برای مقایسه میانگین های نمرات دانش آموزان دوره دیده و دوره ندیده مهارت زندگی درمؤلفه روابط بین فردی سازگارانه
|
فراوانی |
میانگین |
انحراف استاندارد |
tمقدار |
درجه آزادی |
سطح معناداری |
|
|
دوره دیده |
372 |
4.089 |
0.58 |
16.649 |
742 |
0.0001 |
|
دوره ندیده |
372 |
3.27 |
0.74 |
5-بین میزان میانگین نمرات مهارت خود آگاهي دانش آموزان دوره دیده مهارتهای زندگی (37/4) و دانش آموزان دوره ندیده (60/3)تفاوت وجود دارد . با توجه به بزرگتر بودن میانگین نمرات مهارت خود آگاهي دانش آمورن دوره دیده می توان بیان نمودکه آموزش مهارتهاي زندگي بر بهبود مهارت خود آگاهي دانش آموزان مؤثر است.
جدول 5: نتایج آزمون Tمستقل برای مقایسه میانگین های نمرات دانش آموزان دوره دیده و دوره ندیده مهارت زندگی در مؤلفه
خود آگاهی
|
|
فراوانی |
میانگین |
انحراف استاندارد |
tمقدار |
درجه آزادی |
سطح معناداری |
|
دوره دیده |
372 |
4.37 |
046 |
16.154 |
742 |
0.0001 |
|
دوره ندیده |
372 |
3.60 |
0.79 |
6-بین میزان میانگین نمرات مهارت همدلي با ديگران دانش آموزان دوره دیده مهارتهای زندگی (24/4) و دانش آموزان دوره ندیده
(51/3)تفاوت وجود دارد . با توجه به بزرگتر بودن میانگین نمرات مهارت همدلي با ديگران دانش آمورن دوره دیده می توان بیان نمودکه آموزش مهارتهاي زندگي بر بهبود مهارت همدلي با ديگران دانش آموزان مؤثر است.
جدول 6-نتایج آزمون Tمستقل برای مقایسه میانگین های نمرات دانش آموزان دوره دیده و دوره ندیده مهارت زندگی در مؤلفه مهارت همدلي
|
|
فراوانی |
میانگین |
انحراف استاندارد |
tمقدار |
درجه آزادی |
سطح معناداری |
|
دوره دیده |
372 |
4.24 |
0.51 |
16.252 |
742 |
0.0001 |
|
دوره ندیده |
372 |
3.51 |
0.74 |
4-نتیجه گیری:
برای پاسخ دادن به پرسش های پژوهش حاضر و آزمون فرضیه ها از آزمون آماری موسوم به Tمستقل استفاده شده است .نتایج این آزمون ها بیابگر مطالب زیر است :
فرض اول : به نظرمی رسد اجراي آموزش مهارتهاي زندگي در مهارت تصميم گيري دانش آموزان مؤثر است.نخستین یافته پژوهش بیانگر آن است که در سطح (0.01 α=) با درجه آزادی (742df=) مقدار tمشاهده شده(18.721tob=) از مقدار t جدول بزرگتر است. بدین ترتیب می توان نتیجه گرفت که فرضیه صفر مبنی بر عدم تفاوت در مهارت تصمیمگیری بین دانش آموزان دوره دیده مهارتهای زندگی و دانش آموزان دوره ندیده رد می شود و می توان با اطمینان 99%نتیجه گرفت دانش آموزانی که دوره آموزش مهارت زندگی را گذراندهاند مهارت تصمیم گیری بهتری نسبت به دانش آموزانی که این دوره را نگذراندهاند، دارند.
این نتیجه با نتایج پژوهش های محققان (شور 1972; بوتون 1982;پارت 1985 ;کروتر1991 ;الیاس وهمکاران 1991 ;لارسون 1992 ;گیلبرت 1996 مطالعات زیادی رادرزمینه تاثیرآموزش مهارت تصمیم گیری برروی رفتارجوانان انجام داده اندومعتقدندکه آموزش شیوهای مناسب تصمیم گیری صحیح به افرادباعث می شودتاآنهابسیاری ارناکامی هارامهارکرده وبه مبارزه بامشکلات پرداخته وباتصمیم گیری درست به حل آنهابپردازندهم سویی دارد.
فرض دوم : به نظرمی رسداجراي آموزش مهارتهاي در مهارت حل مسأله دانش آموزان مؤثر است .دومین یافته پژوهش بیانگر آن است که در سطح (0.01 α=) با درجه آزادی (742df=) مقدار tمشاهده شده(15.791tob=) از مقدار t جدول بزرگتر است. بدین ترتیب می توان نتیجه گرفت که فرضیه صفر مبنی بر عدم تفاوت در مهارت حل مسئله بین دانش آموزان دوره دیده مهارتهای زندگی و دانش آموزان دوره ندیده ردمی شود و می توان با اطمینان 99%نتیجه گرفت دانش آموزانی که دوره آموزش مهارت زندگی را گذراندهاند مهارت حل مسئله بهتری نسبت به دانش آموزانی که این دوره را نگذراندهاند، دارند.
این یافته هابانتایج پژوهش های مک کولاف 1982;اسپراک وشوروپیرمن وهمکاران 1987 ;بوتون 1982 ;مک نیلی وهمکاران 1990 ;رزنبرگ1996 ;کروتر1991;الیاس وهمکاران 199;لارسون 1992 ;تلادووهمکاران1984 ;کلاپارت وهمکاران 1992 ;گیلبرت واورلینگ 1996 ;که همگی اتفاق نظردارندآموزش مهارتهای زندگی سبب افزایش مهارت حل مسائل شخصی درافرادمی شودهمسویی دارد.
سومین یافته پژوهش بیانگر آن است که در سطح (0.01 α=) با درجه آزادی (742df=) مقدار tمشاهده شده(15.808tob=) از مقدار t جدول بزرگتر است. بدین ترتیب می توان نتیجه گرفت که فرضیه صفر مبنی بر عدم تفاوت در مهارت برقراری ارتباط مؤثر بین دانش آموزان دوره دیده مهارتهای زندگی و دانش آموزان دوره ندیده ردمی شود و می توان با اطمینان 99%نتیجه گرفت دانش آموزانی که دوره آموزش مهارت زندگی را گذراندهاند مهارت برقراری ارتباط مؤثر بهتری نسبت به دانش آموزانی که این دوره را نگذراندهاند، دارند.
این یافته بانتایج پژوهش های بوتون وهمکاران1984;تلادووهمکاران که دریافتندکه کسب مهارت ارتباطی موجب بوجودآمدن روابط عمیق وصمیمانه ومثبت درفردمی گرددوهمچنین کاستروهمکاران 1987 ;ماگودی وناستازی 1988;دریافتندکه اعتیادبه موادمخدردرفرددرمرحله ابتدایی باناتوانی برقراری ارتباط باوالدین وهمسالان ودوستان رابطه داردهم سویی دارد.
چهارمین یافته پژوهش بیانگر آن است که در سطح (0.01 α=) با درجه آزادی (742df=) مقدار tمشاهده شده(16.649tob=) از مقدار t جدول بزرگتر است. بدین ترتیب می توان نتیجه گرفت که فرضیه صفر مبنی بر عدم تفاوت در مهارت برقراری روابط بین فردی سازگارانه بین دانش آموزان دوره دیده مهارتهای زندگی و دانش آموزان دوره ندیده ردمی شود و می توان با اطمینان 99%نتیجه گرفت دانش آموزانی که دوره آموزش مهارت زندگی را گذراندهاند مهارت برقراری روابط بین فردی سازگارانه بهتری نسبت به دانش آموزانی که این دوره را نگذراندهاند، دارند.
این یافته بانتایج پژوهش های اسپیراک وشوروپیرمن وهمکاران 198;مک نیلی وهمکاران1991;کروتر;1991 ;رزنبرگ1990 ;لارسون 1992 ;الیاس وهمکاران 1991; وگیلبرت واورلیک 1996که معتقدندآموزش مهارتهای برقراری روابط بین فردی سبب افزایش عزت نفس وبهبوددرمهارتهای اجتماعی وارتقاءارتباط بین فردی می گرددهمسویی دارد.
پنجمین یافته پژوهش بیانگر آن است که در سطح (0.01 α=) با درجه آزادی (742df=) مقدار tمشاهده شده(16.154tob=) از مقدار t جدول بزرگتر است. بدین ترتیب می توان نتیجه گرفت که فرضیه صفر مبنی بر عدم تفاوت در مهارت خودآگاهی بین دانش آموزان دوره دیده مهارتهای زندگی و دانش آموزان دوره ندیده ردمی شود و می توان با اطمینان 99%نتیجه گرفت دانش آموزانی که دوره آموزش مهارت زندگی را گذراندهاند مهارت خود آگاهی بهتری نسبت به دانش آموزانی که این دوره را نگذراندهاند، دارند. این یافته هابانتایج پژوهش های ویک لانگ1979 ;پارسونز1988 ;ایگرت وهمکاران1994 ;باکروهمکارارن 1995 ;تامپسونوهمکاران 1988که اثرمهارت های زندگی درزمینه خودآگاهی رابررسی نمودندونشان دادکه به دنبال این آموزش ،دانش آموزان صداقت واعتمادبه نفس بیشتری ارخود نشان می دهندهمسویی دارد.
ششمین یافته پژوهش بیانگر آن است که در سطح (0.01 α=) با درجه آزادی (742df=) مقدار tمشاهده شده(15.542tob=) از مقدار t جدول بزرگتر است. بدین ترتیب می توان نتیجه گرفت که فرضیه صفر مبنی بر عدم تفاوت در مهارت همدلی با دیگران بین دانش آموزان دوره دیده مهارتهای زندگی و دانش آموزان دوره ندیده ردمی شود و می توان با اطمینان 99%نتیجه گرفت دانش آموزانی که دوره آموزش مهارت زندگی را گذراندهاند مهارت همدلی با دیگران بهتری نسبت به دانش آموزانی که این دوره را نگذراندهاند، دارند. این یافته بانتایج پژوهش های شور1991;دهلروبکیر2006 ;ونیر2004 ;استیل،جونز،پارلورودکین 2008 همسویی داردبدین معناکه آموزش مهارتهای هم دلی دربرقراری روابط بین شخصی تاثیرمثبتی دارد.
5-پیشنهادهای پژوهش:
1-نتایج یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که نمره های به دست آمده از مقیاس آموزش مهارتهای زندگی می تواند متغیر مناسبی برای بهبود رفتار دانش آموزان به حساب آید .
مشخص شدن این مطلب که دانش آموزان دوره دیده مهارتهای زندگی دارای مهارت زندگی ( مهارت تصمیم گیری- مهارت حل مسأله - مهارت برقراري ارتباط مؤثر - مهارت روابط بين فردي سازگارانه - مهارت خود آگاهي- مهارت همدلي با ديگران - مهارت مقابله با هيجان ها (كنترل خشم - مهارت مقابله با فشارهای رواني ) بهتری نسبت به دانش آموزان دوره ندیده دارند، می تواند راهنمایی ها و راه حل های مفیدی را از نظر بهبود رفتار دانش آموزان و افزایش مهارتهای زندگی آنان در اختیار مسئولان وزارت آموزش و پرورش قرار دهد استفاده از نتایج پژوهش حاضر در واقع می تواند راهنمای مؤثری جهت بهبود رفتار دانش آموزان به حساب آید.
2-با توجه به این مطلب که پژوهش حاضر در مورد دانش آموزان دوره راهنمایی تحصیلی بوده لذا پیشنهاد می گردد که در پژوهشهای بعدی ، مسأله پژوهش حاضر را در ارتباط با دانش آموزان سایر مقاطع( ابتدایی و متوسطه)نیز مورد بررسی قرار گیرد. طبعاً مقایسه اثر بخشی مهارتهای زندگی در دانش آموزان مقاطع تحصیلی مختلف به اطلاعات بیشتر و نتایج دقیقتر منتهی می گردد .
منابع و مآخذ :
(1) پالمر، پت، آلبرتی، ملیسا. (1386). راهنمای خودشناسی و مهارتهای زندگی برای نوجوانان، ترجمه مهرداد فیروز بخت.تهران: انتشارات رسا.
(2) حسینی، حنیفر. ملکی، حمید(1382). مهارتهای برنامه ریزی در زندگی .تهران: انتشارات فرا شناختی اندیشه
(3) حسینی طباطبایی، فوزیه.(1387). نقش آموزش مهارتهای زندگی در افزایش عزت نفس و خود شناسی
(4) خورشیدی،عباس و همکاران.(1390).مهارتهای زندگی.تهران: انتشارات یسطرون.
(5) دوستدار طوسی، سید علی؛ صمدی، افتخار السادات.(1385) مهارتهای اساسی زندگی جوانان.تهران: انتشارات مجاهد
(6) سوزان استرایکروسالی.(1381). کلیدهای پرورشی مهارتهای اساسی زندگی در کودکان و نوجوانان، ترجمه اکرم قیطاسی.تهران:انتشارات صابر
(7) سیف، علی اکبر. (1380). روانشناسی پرورشی.تهران:انتشارات آگاه
(8) شریعتی ردوسری، مصطفی. شناخت و درمان اختلالات رفتاری کودکان و نوجوانان. تهران: نشر عابد.
(9) طارمیان، فرهاد و همکاران. (1387). مهارتهای زندگی.تهران :انتشارات تربیت.
(10) Cortney, M.(2007) life skills training programs combat adolescent delinquency, Psychiatric times. Manhasset:vol.24.Iss 13 pg64.
(11) anonymous, (2005),life skills training:prevention programs for schools, communities and families Arlington .vol62.Iss11.pg 6
(12) Choquet, M., Kovess, V.and poutignat, N.(1993).Suicidal thoughts among adolescents : an intercultural approach.Adolescence,28(11).
(13) Dukes, R.L.and Lorch, B.D.(1989). Concept of self, Mediating factors and adolescent deviance.Sociological Spectrum, 9(3).
(14) Keddie, A.M. (1992).Psychosocial factors associated with teenage pregrancy in Jamaica.Adolescence, 27(108).
این وبلاگ جهت اطلاع رسانی به همکاران عضو گروه علوم اجتماعی ناحيه يك کرمانشاه طراحی گرديده است. که در آن برنامه های عملیاتی گروه، مطالب علمی مرتبط با رشته علوم اجتماعی انعکاس می یابد.